♥ آرمان ، قدم باد بهار ♥
X

♥ آرمان ، قدم باد بهار ♥
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش
قالب وبلاگ

 

                                 3

3265

 

قلقلی مامان تو این تیکر شما داری به اولین سال تولدت نزدیک میشی الهی من دورت بگردم ..... 

و حالا :

الهی دورت بگردم مامان جونم ایشالله یکی یکی سال های قشنگی رو بگذرونی و همیشه سالم موفق باشی ...

123

اینم تیکر سال دومی ...

شکوفه بهاری مامان تو سومین سال زندگیش 

 

[ يکشنبه 7 ارديبهشت 1393 ] [ 16:35 ] [ مامان آرمان ] [موضوع : ] [ ]
سلام پسر گلم آرمان جان من هر روز با تو دنیای شیرین تری رو از قبل تجربه میکنم زندگی با وجود شما شیرینه مثل عسل واقعا خدا رو به خاطر داشتنت شکر میکنم عزیز دلم


دیروز داشتم با بابا جون شوخی میکردم بعد بهش گفتم شما به من دو و پونصد بده تا من فلان چیزو بخرم بابا هم با شوخی شوخی داشت جواب میداد و میخندیدیم که یک دفعه دیدم شما رفتی تو اتاق و اومدی گفتی بیا مامان من خودم پول دارم و بهم دو هزار و پونصد تومن دادی الهی فدات بشم که اینقدر مهربونی و با معرفتی وقتی این کار رو کردی واقعا از ته قلبم احساس خوشبختی کردم واسه داشتنت و اینکه اینقدر هوای مامانتو داری الهی من فدات بشم پسر گلم اینکه پول ها رو میشناسی عالیه خیلی خوشحالم که باهوش و زرنگی مثلا چند روز پیش سوار تاکسی شدیم و آقای تاکسی دار گفت کرایه میشه سه تومن بعد شما به من گفتی که مامان سه تومن که پول نداریم باید یک هزار تومنی بدی و یک دو هزار تومنی آقای تاکسی دار خیلی خنده اش گرفته بود میگفت شما در آینده مغز اقتصادی خوبی میشی و من و بابا خیلی بهت افتخار میکنیم


اینم یه عکس از شما در کلاس شطرنج که خدا رو شکر تا الان خیلی مشتاقانه کلاستو دنبال میکنی
باز هم طبق معمول دوست دارم و به خدا میسپارمت عزیزترینم
[ جمعه 30 تير 1396 ] [ 11:38 ] [ مامان آرمان ] [موضوع : ] [ ]
سلام آرمان قشنگم ما دوباره برگشتیم به ایلام البته با این قول که دوباره تو مرداد ماه بریم مشهد شما رضایت دادی که بیای ایلام آخه اونجا که بودی میگفتی ما باید وان هاندرد خخخ 100 تا بخوابیم تا دوباره برگردیم ایلام
خلاصه که بیست روز پیش مامان شهناز بودیم و این سری به خاطر آقا سپهر خونه مامان شهناز به نسبت قبل حال و هوای دیگه ای داشت


اینم سپهر کوچولوی خندون ما

[img:photos/file_7424.jpg]

عاااااشقتم فدای اون لپات بشم من خاله جون




اینم وقتی شما قهر میکنی الهی من فدای قهر کردنت و نازت بشم گلم


شما و مثل همیشه پارک ملت




اینم شما و طاها جان همسایه مامان شهناز این تنها دوست شما تو مشهده خخخخ

[img:photos/file_7429.jpg]

اینم از شما و غزل جون
اینم یه اختصاصی دیگه از سپر جووونم عاشقشم




این عکس هم مربوط به دیروز میشه داشتی به مامان تو درست کردن کیک آلبالو کمک میکردی هر چند که وقتی آماده شد نخوردی خوشت نیومد از دست تو و بابایی که خیلی سلیقه هاتون خاصه


و این هم شما و هومان در حال بازی شطرنج اینقدر به شطرنج علاقه مند شدب که به اصرار شما رو شطرنج ثبت نام کردیم


و در پایان دوست دارم عزیز ترینم و به خدا میسپارمت
[ جمعه 23 تير 1396 ] [ 21:42 ] [ مامان آرمان ] [موضوع : ] [ ]
سلام دوباره به آرمانی قشنگم
امروز چهاردم تیر ماه نود و شش هست و ما همچنان مشهدیم عزیز دلم روزای خیلی خوبی رو داریم میگذرونیم فقط جای بابا جون اینجا خالیه و همین ما رو اذیت میکنه
عزیزدلم این روزا خونه مامان شهناز مثل همیشه شلوغ و پلوغه خدا رو شکر به خاطر آقا سپهر خیلی ها دیدن سپهر میان و شما از این وضعیت خیلی هم خوشحالی ولی مثل هر سری دیگه کمتر وقت میشه ببرمت پارک و تفریح اما وجود سپهر گلم خودش به همه اینا میارزه
















هر بار که وبلاگت رو آپ میکنم خیلی ذوق میکنم که دیگه میشه از طریق تلگرام آپ کرد و کلی نی نی وبلاگو دعا میکنم
راستی دایی جون هم چند روزه رفته همدان و احتمالا وقتی میخوایم برگردیم ایلام دایی جون هنوز همدان باشه شما طبق معمول به روی خودت نمیاری ولی دیشب که دایی جون خونه نبودن شما خیلی کلافه بودی و چند بار رفتی اتاقشو نگاه کردی و بعد خوابت برد عزیز دلم


اینم عکس امروز که با خاله مهدیه و مامان شهناز و آقا سپهر بیرون رفتیم
مثل همیشه دوست دارم و به خدا میسپارمت نازنینم
تیر ماه دوستداشتنی
[ چهارشنبه 14 تير 1396 ] [ 16:41 ] [ مامان آرمان ] [موضوع : ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 58 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مامانی و بابایی تنهایی داشتن زندگی میکردن همش فکر میکردن تنهایی بدون یه نی نی زندگی قشنگ تره. یه روز مامانی فهمید که تو دلش یه خبراییه رفت پیش دکتر . خانوم دکتر گفت شما یه نی نی خوشگل تو دلتون دارین از اون روز زندگی مامانی و بابایی کلی قشنگ تر شد و همش مامان و بابایی منتظر بودن شما زودتر به دنیا بیای حالا که اومدی میبینن که زندگی کلی قشنگ تر شده. ---------------------------- فرشته کوچولوی ما در تاریخ 91/2/3 توسط خانم دکتر سودابه حسینیان در بیمارستان بنت الهدی مشهد با وزن 4کیلو و 550 گرم و قد 53 سانتی متر زمینی شد و زندگی ما رو روشن و زیبا کرد
افراد آنلاین
آنلاین : 2
بازدید امروز : 16
بازدید دیروز : 27
بازدید هفته گذشته : 142
کل بازدید : 250276
امکانات وب