چکاپ آرمانی
امشب دوباره کلی خسته شدیم مامانی مارو برداشت برد پیش آقای دکتر اولش که کلی تو مطب معطل شدیم یه عالمه خسته شدیم شیر خوردیم یه عالمه خوابیدیم یه عالمه غر غر کردیم خلاصه کلی تو مطب نشسته بودیم آخه این آقای دکتر نمیگه ما کار و زندگی داریم ما بیکار نیستیم خلاصه که بعد از 3 ساعت رفتیم تو اتاق. آقای دکتر هی انگولکمون کرد هی از این ورمون کرد از اون ورمون کرد بعدش کلی حرف بهمون زد . دکتر بی ادب به مامانی میگه که کمتر باید بهمون شیر بده ای دکتر بد
.این غذای خودمونه همینم میخوای ازمون بگیری ای بابا عجب دنیاییه کاش مامانی ما رو به زور نمی آورد تواین دنیا همش میگن رژیم بگیر . اصلا اینا میبینن ما توپولی شدیم حسودیشون میاد . ای داد از این زندگی ....... چه میشه کرد .

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



چکاپ آرمانی
