آرمان خسته
امروز رفتیم آتلیه کلی عکس گرفتیم هی ما رو از این ور کردن هی از اون ورمون کردن خلاصه هی لباسمونو عوض کردن ای بابا یکی نیست به اینا بگه ما همین جوری خوش تیپ هستیم احتیاجی به این کارا نداریم که
تازشم اصلا ما از این سوسول بازی ها که خوشمون نمیاد
این خانوم عکاس بی ادب هم همش تو چشامون نور میزد ای بابا یکی نیست بگه خودت خوشت میاد یکی هی نور بندازه تو چشات
. اگه هم دیدین که ساکتو آروم نشسته بودیم همش به خاطر این بود که دل بقیه رو نشکونیم
. من نمیدونم این مامانی عکس ما رو میخواد بگیره چی کار نکنه میخواد ببره به دخمل های مردم نشون بده واسمون زن پیدا کنه ای بابا ما همین جوریش هم کلی درد سر داریم دیگه
. از این درد سر ها نمیخوایم حالا هم اینقدر خسته شدیم کلی راه رفتیم واسه همین زودی گرفتیم خوابیدیم تا خستگیمون در بره آخیشششششششششششش.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



آرمان خسته
