یک ماهگی آرمان طلا
دیروز پسر گلم یه ماهه شد . هورااااااااااااااااااااااااااااااا عسلم دیگه واسه خودش مردی شده روز شمار تولدش از روز به ماه رسیده ایشالله که پسرم همیشه زنده باشی و صدو بیست ساله شی مامان جونم
اما مامان تنبلش میخواست براش جشن یکماهگی بگیره که با عرض شرمندگی نشد 
فقط مامانی تونست واسه یک ماهگی آرمان جیگر یه کالسکه کادو بگیره مبارکت باشه مامانی . پسر گلم هنوز گاهی وقتا که نیگات میکنم میبینم شما اینقدر ناز و معصوم خوابیدین باورم نمیشه خدا شما رو به من هدیه داده باشه هنوز گاهی وقتا فکر میکنم همش خواب و خیال عزیز دل مامان ایشالله که همیشه سالم و سرحال باشی آرمان مامان . بابایی هم کلی دلش براتون تنگ شده و کلی هم غصه میخوره که نمیتونه بزرگ شدن شما رو ببینه اما چه میشه کرد دیگه باید یه کوچولو تحمل کنیم تا بتونیم سه تایی با هم باشیم عسل مامان
منو بابایی میخوایم شما بدونی که همیشه نفس زندگیمون هستی و همیشه دوست داریم فدات شم



یک ماهگی آرمان طلا
